الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

76

الغدير ( فارسى )

انتقادات او را به عثمان گزارش داد . در نتيجه ، عثمان به عبد اللّه بن عامر كريز نوشت تا او را به مدينه سوق دهد . وقتى عامر بن قيس به مدينه وارد شد ، عثمان ديد مردم تبعيد و آوارگى او را به ملاحظهء عبادت و زهد و پارسايىاش جنايتى بزرگ مىشمارند . به همين جهت ، با او به مهربانى رفتار كرد و او را معزز و محترم داشت و به بصره بازگردانيد . « 1 » عبد اللّه بن مبارك در بحث از زهد و پارسايى از قول بلال بن سعد نقل مىكند كه دربارهء عامر بن عبد قيس نزد عثمان سعايت و بدگويى كردند تا دستور داد او را بر روى شتر بىپالان بنشانند و به شام تبعيد كنند . معاويه او را در كاخ سبز منزل داد و كنيزى به خدمتش گماشت و به او دستور داد كه احوال و وضعش را مخفيانه به وى گزارش كند . عامر همه شب را به عبادت به سر مىآورد و سحرگاه بيرون مىرفت و اوايل شب باز مىگشت و هيچ از طعام معاويه نمىخورد ، و نان خشكى آورده در آب مىخيساند و آن را با همان آب مىخورد . معاويه وضعش را به عثمان گزارش كرد ، و عثمان دستور داد به او خوبى كند و به خود نزديك گرداند . معاويه در جوابش نوشت كه اين كار از من ساخته نيست و اميدى به موفقيت ندارم . « 2 » مورخان نوشته‌اند : از جملهء انتقاداتى كه نسبت به عثمان مىشد و در رديف كارهاى ناروايش شمرده‌اند ، يكى تبعيد عامر بن قيس از بصره به شام است « 3 » ابن قتيبه درباره‌اش مىگويد : نيكوكارى با فضيلت بوده است . منظرهء عجيبى از آن روزگار در برابر ماست . مردم نيكوكار و پاك و اصلاح‌طلب همگى گرفتار اهانت و آزار و زير شكنجه و فشارند . يكى شكنجه مىبيند ، ديگرى در يك سلول زيرزمينى زندانى است ، سومى در آوارگى و تبعيد به سر مىبرد ، چهارمى از مستمرى خزانه محروم شده ، و پنجمى مورد خشم دستگاه حاكمه قرار گرفته است . آن يك را آنقدر كتك مىزنند تا دنده‌اش مىشكند ، و آن ديگرى را در برابر علماى دين و

--> ( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 57 . ( 2 ) . الاصابة ، ابن حجر : 3 / 85 . ( 3 ) . المعارف ، ابن قتيبه 84 ، 194 ؛ العقد الفريد ، ابن عبد ربه : 2 / 261 ؛ المحاضرات ، راغب اصفهانى : 2 / 212 .